سبزآبی

نوشته های خوابگرد

تبلیغات تبلیغات

من پذیرفتم شکستِ خویش را..

دیشب خوابت رو می‌دیدم عزیزدلم؛ یه خواب عجیب. الان که توی این تنهاییِ مالیخولیاییِ ذهن گیر افتاده‌ام و به شدت بی‌حس شده‌ام، تنها تویی که هستی، تنها تصویر تو که آرامش‌بخش و یاوره. توی خواب آوردمت به یه خونه ای، خونه خیلی بزرگ و قشنگ و چوبی. یه حیاط بزرگ ولی خشک و خالی داشت. به سبک خونه های اواخر قاجار و اوایل پهلوی تزئین شده بود. جای جایِ خونه سوخته و داغون شده بود. بهش گفتم ببین اینجا خونه‌ی قشنگی بود، سوخت ولی.
برچسب‌ها: مالیخولیایی
سبزآبی ، ۱۴۰۳-۰۳-۲۵ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها